-->

رنگارنگ
homayoun makoui


Monday, May 27, 2002

در باره تاريخ سينمای افغانستان مطلبی ديدم، در قسمتی آمده است:
"... سالن های سينما در افغانستان، اوايل کار اغلب شامل يک طبقه کامل ويک نيم طبقه ( لژ) بود. بعضی از اين ساﻠﻮن ها چند اتاق دارای پرده و حفاظ بود که « لژخانوادگی » ناميده می شد وتيکت آن، از ديگر بخش های سينما گران تر بود. ﭼﻮﮐﯽ های سينما در گذشته چوبی بود اما از سی سال پيش ﭼﻮﮐﯽ های با روکش چرمی جايگزين و وضعيت ظاهری سالن های سينما بسيار متفاوت شد.در بعضی از سالن های سينما مثل سينما آريانا، پارک، کابل ننداری و زينب ننداری مردها فقط با ﺩﺭﻳﺸﯽ اجازه ورود داشتند . ورود به ساﻠﻮن های ديگر مانند سينما بهزاد، باختر، ميوند و بهارستان فقط ﺩﺭﻳﺸﯽ و لباس ﻋﺎﺩﯼ مجاز بود و در ساير ساﻠﻮن ها با لباس محلی هم می شد فيلم ديد.
سينماهای افغانستان بيشتر فيلم های هندی نمايش می دادند که بسيار محبوب و پر طرفدار بود. افغان ها پس از سينمای هند به فيلم های ايرانی علاقه داشتند و تعداد زيادی از فيلم های فارسی در سينماهای افغانستان به نمايش درمی آمد.
در کنار اين دو جريان عمده، آثاری از سينمای آمريکا و اروپا هم نمايش داده می شد که در اين ميان البته حجم فيلم های آمريکائی بيشتر بود. از به خاطر يک مشت دلار و خوب، بد، زشت گرفته تا بانوی زيبای من و دوازده مرد خبيث ، برباد رفته ، دختر رايان و ديروز، امروز، فردا."
... در قسمت ديگر اين مطلب مصاحبه ای نقل شده از يک کارگردان افغانی بنام راضی محبی که از قرار زندگی سخت و تلخی داشته است. در پايان اين مصاحبه، او در حين معرفی دو فيلم عشقی افغانی، با طنز ميگويد، ...فيلم جمعه که داستان عشق پسر افغان به يک دختر ايرانی است که سر انجام به او نمی رسد، و باران که نام يک دختر افغان در فيلم است، که سر انجام می رود و لطيف به او نمی رسد، و نتيجه می گيرد که:" جمعه و باران دو روی يک سکه اند، که هر دو در اين نکته مشترکند: ايرانی و افغاﻥ نمی توانند به هم برسند."
برای آشنايی با خلاصه تاريخ سينمای افغانستان به اين سايت سر بزنيد. مطلب به فارسی است.
تصوير: پوستر اولين فيلم افغانی بعد از سقوط طالبان که دو ماه پيش در مزار شريف نمايش داده شد.


... ARCHIVE

... LINKS

copyright 2002-05 | all rights reserved