-->

رنگارنگ
homayoun makoui


Thursday, June 06, 2002

هيچوقت شيفته عکس هايی نبوده ام که افشاء ميکنند، تشريح ميکنند، ترسيم ميکنند، دسته بندی ميکنند، ثابت ميکنند، و يا بيان ميکنند. هيچوقت به چنين عکس هايی اعتقاد نداشته ام. ... بسياری از اين عکس ها همان چيزهايی رو نشان ميدند که همه از قبل ميدونند و خيلی ها ترجيح ميدند که نبينند. تابحال نشده به عکسی بر بخورم که چشم ها رو برای ديدن حقيقت باز کنه. يک عکس درست مثل حقيقت، فقط وقتی قابل ديدن است که چشم ها قبلا باز باشند. من هميشه از عکس هايی خوشم آومده که تظاهر نميکنند که چيزی ميخوان نشون بدند، يا ميخوان کار مهمی انجام بدن. بلکه فقط ميخوان که قابل دوست داشتن باشند و به خاطر سپرده شوند. اينها تصاويری هستند که عکاس فقط ميتونه دنبال شون بگرده ولی مطمئن نيست که پيدا ميکنه، دست او نيست، اين تصاوير زندگی مستقل خودشونو دارن. خطوط، زوايا، و سايه روشن ها در برابر عکاس ترکيب ميشوند، و بريده ميشن. ديگه عکاس نقشی نداره، پرسوناژ های عکس به حساب خودشون به بودن و زنده بودن ادامه ميدند. رابطه ديگه بين اون هاست و خواننده و تماشاگر. و اين بيننده است که اون شخصيت ها، شرايط، و احساسات رو زنده نگه ميداره. ... بدون قلب بيننده، عکس ها فقط يک تکه کاغذند که جوهر روشون ريخته....
قسمتی از نوشته های يک عکاس خبری که تازگی از خاورميانه برگشته است...


... ARCHIVE

... LINKS

copyright 2002-05 | all rights reserved