-->

رنگارنگ
homayoun makoui


Monday, July 29, 2002

نيويورک تايمز از قول بعضی از افسران آمريکايی مينويسد، طرح جديدی برای ساقط کردن حکومت صدام وجود دارد، طرحی شبيه عمليات پاناما که در دوره ريگان صورت گرفت و نوريگا را ساقط کرد. اين عمليات ظاهرا می بايست، خود صدام را هدف قرار دهد، توسط سربازان ويژه که مستقيما به بغداد ميروند، تا با پشتيبانی هوايی در زمانی کوتاه تکليف صدام را يکسره کنند، و به اين ترتيب، با احتساب اينکه بدون او ارتش عراق بيطرف ميماند و مقاومت چندانی نميکند، در نتيجه با حداقل تلفات مسئله عراق حل خواهد شد. اين دومين باريست که نيويورک تايمز يک طرح نظامی را از قول نظاميان آمريکا، بدون اينکه از کانال های رسمی بيرون آمده باشد منتشر ميکند. اخيرا همين روزنامه طرح ديگری را که حمله از طريق ترکيه، کويت و اردن بطرف بغداد و لازمه اش سر هم کردن 250.000 سرباز بود، منتشر کرد. خبر قبلی با واکنش شديد کاخ سفيد و تهديد به دادگاه نظامی برای افسرانی که چنين اخباری را در اختيار رسانه های خبری ميگذارند روبرو شد. انتشار دوباره طرح جديد توسط اين روزنامه نشانه آنست که بعضی از افسران ارشد آمريکايی مخالف جدی حمله به عراق هستند و حاضر نيستند که اين موضوع را پنهان کنند. آنها در عين حال باين وسيله نقشه ريزی های کاخ سفيد را بهم ميزنند، و ابتکار عمل را از تدارک کنندگان جنگ ميگيرند. اين افسران ميانه رو معتقدند که عراق خطری جدی برای امنيت ملی آمريکا نيست، و آنها حاضر نيستند که بخاطر آن متحمل تلافات سنگين در جنگ زمينی شوند. شايد طرح جديد برای راضی کردن بعضی از اين نظاميان سرهم شده باشد. بهرحال بعد از مذاکرات بوش و بلر، تدارکات سريع جنگی به جريان افتاده است. از جمله دسته های ويژه انگليسی و آمريکايی برای شناسايی انبارهای اسلحه، از جنوب وارد عراق شده اند. اما در عين حال هيچ يک از مسائل سياسی اين جنگ هنوز حل نشده است. هيچ يک از همسايگان عراق با اين حمله موافق نيست. بعلاوه بعضی احتمال ميدهند که صدام حسين قبل از شروع حمله به عراق، پيشدستی کرده و دوباره به کويت حمله کند، و با ايجاد آشفتگی، درد سر های جديد بوجود بياورد. ... آنچه روشن است اينکه خطر جنگ جدی است، و مخالفت با آن زياد.
تصوير: چاه های نفت کويت در آتش - عکس از مجله national geographics


يوری آونری روزنامه نگار و نويسنده اسرائيلی در باره سخنرانی جرج بوش در کپنهاگ، که موضوع آن صلح خاورميانه، آينده دولت فلسطين و نقش عرفات بود، مينويسد:
"... همه از اين سخنرانی تعريف و تمجيد کردند، اما همه ميدانند که يک سخنرانی احمقانه بود، شايد مسخره ترين سخنرانی يک رئيس جمهور آمريکا. ... يک بچه 12 ساله خجالت ميکشد که چنين انشائی را به معلمش نشان دهد. فرضياتی بی پايه، تصويری عمومی که به يک کاريکاتور شبيه است، و جمع بندی هايی خنده آور که بعضا ضد ونقيض هم بودند.
ميگويد فلسطينی ها بايد در يک انتخابات آزاد و دموکراتيک رهبر خود را انتخاب کنند، ... اما حق ندارند رهبری انتخاب کنند که مورد تائيد شارون و بوش نباشد.
ميگويد آنها بايد يک سيستم دموکراتيک، آزاد و پلوراليستی ايجاد کنند، که در آن جدايی قوه ها، دادگاه های مستقل و شفافيت مالی پيش بينی شده است. ... حتما برای اين منظور می بايد از همکاری متحدين آمريکا در خاورميانه بهره بگيرند: از عربستان دموکراتيک، مصر پلوراليست و اردن ليبرال. ... شفافيت مالی مثل رياض، جدايی قوه های سه گانه مثل قاهره و دادگاه های مستقل مثل عمان.
و ميگويد، ايجاد چنين سيستم ايده آلی پيش شرط هرگونه مذاکره صلح است. ...در اروپا چنين سيستمی بعد از صدها سال مبارزه حاصل شد. چنين چيزی هيچ جای دنيای عرب وجود ندارد. در حقيقت، عرفات تنها رهبر عرب است که در يک انتخابات آزاد تحت نظر ناظران بين المللی که در راس آن شخص جيمی کارتر رئيس جمهور اسبق آمريکا قرار داشت، انتخاب شده است." متن کامل نوشته uri avnery
تصوير: کارتون در باره سياست خارجی آمريکا، از کلی بنت




Sunday, July 28, 2002

"به اعتقاد دکتر سروش: سياست ذاتا سکولار است، و اين سکولاريته از آن نازدودنی است و هيچگاه مقدس نميشود. نمی گويم که سياست نمی تواند از دين الهام بگيرد، زيرا اين امر کاملا شدنی است. اما اين که انسان سياست را در مقام چون و چراناپذيری همچون دين بنشاند، امر ناموجه و ناممکنی است. سياست نقد پذير از دين نقد ناپذير منطقا جدا است". ايران امروز


يک مجله ايتاليايی مينويسد، اسرائيل تنها دموکراسی دنياست که در آن فرمانده ارتش در جلسات دولت شرکت ميکند. ... ژنرال مفاز فرمانده سابق ارتش اسرائيل کناره گرفت و ژنرال يالون بجای او سر کار آمد. باين ترتيب آنها صنعت ملی اسرائيل را دست بدست کردند، ... صنعت اشغالگری را.


وکيل کلينتون ميگويد که دولت بايد همه مخارج حقوقی را که خانواده رئيس جمهور قبلی آمريکا در جريان تحقيقات طولانی مدتی که در مورد آنها صورت گرفت، متحمل شده اند، به آنها پس بدهد. اين مبلغ 3.5 ميليون دلار است. بيل کلينتون اگرچه ديگر در مرکز قدرت نيست، اما کماکان در مرکز توجه رسانه های خبری آمريکاست. او در عين حال نقش فعال گذشته را حفظ کرده است. به بيش از 30 کشور دنيا سفر کرده و در سخنرانی ها و کنفرانس های بين المللی شرکت کرده است. نطق بسيار جالب کلينتون بهمراه ماندلا در کنفرانس بين المللی بيماری ايدز که اخيرا برگزار شد، از اين جمله است.
کلينتون حتی از نظر مخالفين خود، سياستمداری متبحر و برجسته بود. در دوره رياست جمهوری او، حتی دشمنان سرسختش اذعان ميکردند که بارها در جريان مپارزات پيچيده سياسی در برابر او کم آوردند. بهمين جهت آنها به مزاحمت ها و فشارهای قضايی، و تبليغات منفی دائمی عليه او دست زدند. در زمينه تبليغاتی به جايی نرسيدند، و مردم آمريکا پشت او را خالی نکردند. اما در دادگاه هايی دائمی که از ماه های شروع کار او تا آخرين روزهای رياست جمهوريش ادامه داشت، توانستند او را زخمی کنند. آنها هنوز هم ادعا ها و نظرات خود را عليه خانواده کلينتون تکرار ميکنند.
فرق او با ديگر روسای جمهوری آمريکا در اين بود که هيچوقت در ارتش خدمت نکرد، و بعلاوه در دوره جنگ ويتنام در مخالفت با حکومت آمريکا فعاليت ميکرد و تظاهرات راه می انداخت. او در عين حال محبوب ترين سياستمدار آمريکا در ميان سياه پوستان بود، همه جا با روی باز او را ميپذيرفتند و از خودشان ميدانستند. کلينتون توانست تغييراتی مهم در آمريکا بوجود بياورد، اما اشتباهات او باعث شد که نتواند از فرصت استفاده کرده، و رفرم مهم بيمه های پزشکی را که اولين و مهم ترين برنامه او و همسرش بود، انجام دهد. ... در بين مردم و سياستمداران کشور های ديگر نيز، بعضی با علاقه به او برخورد ميکردند. همين چندی پيش عرفات اعلام کرد که پيشنهاد صلحی را که کلينتون ارائه کرد حالا حاضر است که بپذيرد. رئيس جمهور ايران هم اخيرا گفت که در آن موقع وضع روابط نسبت به حال حاضر بهتر بود، و افق مناسبات روشنتر. ... شايد همانطور که کلينتون فرصت خوبی را برای رفرم از دست داد، عرفات و خاتمی هم فرصت های خوبی را از دست دادند.
تصوير: ماندلا و کلينتون




Saturday, July 27, 2002

اشپيگل چاپ آلمان، در شماره دوشنبه آينده مصاحبه ای را با شيمون پرز چاپ ميکند، که در آن وزيرخارجه اسرائيل تعهد دولت شارون نسبت به صلح در خاورميانه را مورد شک و ترديد قرارداده است. پرز در اين مصاحبه ميگويد که حمله چند روز پيش اسرائيل برای کشتن يکی از رهبران حماس، يک اشتباه صد در صد بود. او ميگويد اشتباه در جنگ های ديگر هم صورت گرفته است، به کوساو و افغانستان نگاه کنيد. و اضافه ميکند، بزرگترين اشتباه خود جنگ است. پرز در عين حال ميگويد که قصد استعفاء ندارد و ماداميکه قادر است نقشی در توازن سياسی برای صلح داشته باشد، به کار ادامه ميدهد. او معتقد است که دور اخير مذاکره با فلسطينی ها که چند روز قبل از حمله هوايی اخير اسرائيل شروع شده ميتواند شرايط آتش بس را بوجود بياورد. پرز که از طراحان مذاکرات صلح اسلو بود ميگويد که مطمئن نيست شارون بتواند بعد از اين نقش مثبتی در صلح خاورميانه داشته باشد. در حمله هوايی سه شنبه پيش 17 فلسطينی کشته شدند، که اکثرا کودک بودند.




Wednesday, July 24, 2002

... ديشب با يکی از دوستان رفته بوديم يک رستوران ژاپنی که تا دير وفت باز بود، و صحبت ميکرديم. قبلا از او شنيده بودم که ميگفت، اين حرف بيخودی است که ميگويند گذشته چراغ راه آينده است، چون کمتر ديده شده که اشتباهی در گذشته بتواند کمک کند تا در آينده از آن درس گرفته شود و دوباره تکرارنگردد. هم آدم ها و هم ملت ها مکررا همان اشتباهات را تکرار ميکنند. درستش اين بايد باشد که آينده چراغ راه گذشته است. يعنی در پرتو تجارب جديد متوجه ميشويم که کار گذشته اشتباه بوده است، همين و بس. و هيچ تضمينی هم ندارد که تکرار نشود. اونور تر هم سه تا آمريکايی نشسته بودند و راجع به فيلم حرف ميزدند. يکی ميگفت، فيلم مثل يک زنجير است که صحنه ها، حلقه های آن هستند. يک صحنه ضعيف مثل يک حلقه ضعيف زنجير است. اگر حلقه های ضعيف زياد شوند و يا خيلی ضعيف باشند، فيلم هم مثل زنجير پاره ميشود. و ميپرسيد، آيا ميتوانی صحنه هايی را از فيلم "همشهری کين" نام ببری که زيادی باشند و قابل حذف شدن. ... خيلی ها معتقدند citizen kane بهترين کار تاريخ سينماست. البته من تا بحال the third man را بيشتر ديده ام و علاقه خاصی به آن دارم.




Tuesday, July 23, 2002


ديروز باله سانفرانسيسکو در فستيوال موسيقی "استرن گرو" برنامه بسيار جالبی بر اساس آثار آهنگسازانی چون اشتراوس، چايکوفسکی و استراوينسکی، و طراحان برجسته رقص مثل Tomasson ،Balanchine، و مارک موريس اجراء کرد. ترکيبی از کارهای کلاسيک، مثل "درياچه قو" چايکوفسکی، و کارهای مدرن تری مثل "باغ" از ريچارد اشتراوس، که مارک موريس آن را choreography کرده است.
مارک موريس، در يکی دو دهه گذشته مقام خود را بعنوان نابغه ای بی چون وچرا در رشته هنر رقص تثبيت کرده است. او از موسيقی هندل و باخ گرفته، تا راک اند رول و موزيک کانتری استفاده ميکند، و زيبايی می آفريند. گاهی لباس سياه و قهوه ای به تن رقاصان ميکند و تراژدی يونانی را با حرکاتی نو و بی سابقه تصوير ميکند، و گاهی با زير شلواری و بقچه بسر ميرقصد. منقدين مدتها مشکل داشتند که دريابند که چه وقت او جدی است، و چه وقت شوخی ميکند. يکی از کارهای او که شهرت بسيار يافت، باله فندق شکن است که موريس آن را بصورت طنز آميز طراحی کرده است. بجرات ميتوان گفت او بالای همه چيز ايستاده و در خلاقيت هنری هيچ مرزی نميشناسد. يکی از کارهای او در زمينه نمايشی رقص، بنام پلاته آنقدر بدل من نشست که تصميم گرفتم هر بار دور و بر ما روی صحنه باشد، بديدنش بروم. ... هنرمندان رشته رقص جزو پرکارترين و زحمتکش ترين افراد هستند. برای هر گامی که روی صحنه بر ميدارند، ماه ها تمرين کرده اند تا موزون و مسلط، احساسات مختلف انسانی را بيان کنند. تازه در مورد کارهای موريس، فاصله بين قدم ها و حرکات نيز از همان اهميتی برخوردار است، که خود حرکت، و برای رقاص جای نفس کشيدن هم تنگ ميشود. در اين سايت که يک مصاحبه جالب با مارک موريس در آن پست شده، ميتوانيد با زير و بم کارها، زندگی و افکار هنری او آشنا شويد، و از جمله چند نوار رقص هايی را که او طراحی کرده است را ببينيد.
تصوير: Mark Morris




Saturday, July 20, 2002

يکی از مجلات اينترنتی آمريکا نوشته بود، وقتی که بوش ميگويد که از حقه بازی مالی کمپانی هايی مثل انرون و وردکام شوکه شده است و جا خورده، مثل اين است که مادام صاحب عشرتکده ای، از اين که بشنود در خانه اش، در مقابل پول الطاف جنسی عرضه ميشود، حيرت زده شود. بهرحال بنظر ميرسد که در اين ماجرا، وزير ارتش اولين قربانی سياسی است. روزنامه ها نوشته بودند که در جريان جلسه سئوال و جواب مجلس، دموکرات ها او را حسابی مورد حمله قرار دادند، و جمهوريخواه ها هم هيچ واکنش خاصی در دفاع از او ابراز نکردند. و اين تازه شروع داستان است. بعضی از دموکرات ها مشتاق اند که ديک چينی معاون رئيس جمهور را روی آن صندلی پرس و جو ببينند، و سئوالات مشابهی را از او بکنند. و يا اينکه پای پرونده های مالی ده دوازده سال پيش خود رئيس جمهور را بميان بکشند. اگرچه هنوز هيچ گونه شواهدی مبنی بر احتمال برآورده شدن آرزويشان نيست. ... در اين وضعی که جريانات يازده سپتامبر بوجود آورد و دموکرات ها را بدردسر انداخت و در برخورد به بوش در تنگنا قرار داد، اين بهترين موضوعی است، که امکان دارد آنها بتوانند با استفاده از آن، محبوبيت رئيس جمهور و حزب اورا در افکار عمومی با مخاطره جدی روبرو کنند. ... اينها اولين شيپورهای شروع مبارزات انتخاباتی آمريکاست.




Thursday, July 18, 2002

آمريکا در رابطه با کشورهای ديگر، لحن و موضعی از خود راضی و خودمرکز بين دارد، و بهمين دليل بسياری از کشورها، حتی آندسته که نزديک ترين متحدين وی در دنيای امروز هستند، مکررا از اين بابت انتقاد ميکنند، اما بنظر نميرسد که پيام اخير رئيس جمهور آمريکا در مورد ايران را بتوان بسادگی در رديف اين نوع برخوردها قرار داد. لحن ناهنجاری ندارد، و نکاتی را هم که طرح کرده، همان چيزهايی است که در مورد ايران، همه ميگويند، و همه جا ميگويند. حتی اگر در مورد توازن قدرت ارگانهای انتخابی و انتصابی ايران هم اظهار نظری کرده، که جدا از درستی و يا نادرستی آن، ميتواند مورد انتقاد عده ای قرار گيرد، اما در مجموع خود، نه منفی است، نه عاری از رگه هايی از حسن نيت. حتی بعضی ها که معمولا روی چنين مسائلی حساسيت زيادی دارند، همين ارزيابی را ميکنند.
... در مقابل مقامات دولت ايران، مطالبی را که سالهاست گفته اند، تکرار کرده اند، و چيز تازه ای را برای مردم روشن نکرده اند. روابط ايران و آمريکا برای مردم مبهم است. در واقع شايد دولت ايران آن را مبهم نگه داشته است. چون اولا بطور عمومی ابتکار عملی در اين مورد نداشته و چيزی عرضه نکرده است، و اساسا برخوردش عکس العمل نسبت به آن چيزهايی است که آمريکا و گاهی هم اروپايی ها در اين مورد طرح ميکنند. دوم اينکه واکنش ها که گاه ضد و نقيض است، و ناروشن بودن اينکه بالاخره در اين ميان دنبال چی هستيم، و ناروشن نگه داشتن مردم از تصويری نسبتا جامع از آينده اين روابط، و قدم هايی احتمالی که دولت ايران در اين مورد برميدارد، ... هيچ يک کمکی به دقيق شدن مسائل نکرده است. به اين دليل در ميان مردم نيز موضع محکمی بوجود نياورده است. مقامات ايران، حتی زمانی که از عدم داشتن روابط ديپلماتيک با آمريکا اظهار خوشنودی ميکنند، چندی بعد دوباره حرف ديگری ميزنند، و از اين سردرگمی کم نميکنند.
... عدم وجود حسن تفاهم زائيده ناروشنی و ابهامات است. و هيچ کمکی به حل مسئله نميکند. و در عين حال، ماداميکه ابتکار عمل در ديپلماسی از طرف ديگران باشد، اين امر، طرف مقابل را در موضعی بهتر قرار ميدهد. ... بعبارت ديگر، آن چيزهايی را که دولت ايران مورد انتقاد و اعتراض قرار ميدهد، ضرورتا از ترفندهای آمريکا ناشی نميشود، بلکه از طرفی نتيجه نداشتن برنامه هايی روشن و با فايده در سياست خارجی، توضيح آن برای مردم، و اقدامات عملی برای برآورده کردن آن است. اينهم تنها به بحث روابط ايران و آمريکا محدود نميشود، مشکلات ايران در مذاکرات دريای خزر هم نمونه ديگری از آنست.


از سينما و ...: "خوب به سلامتي سايت بنياد سينمايي فارابي هم راه اندازي شد و منبعد مي توانيد از طريق اين سايت که به زبانهاي فارسي و انگليسي طراحي شده به اطلاعاتي درباره:
فيلم هاي ايراني در جشنواره هاي جهاني، جوايز بين المللي سينماي ايران، فيلم هاي ايراني، فيلم هاي ايراني در جريان توليد، انتشارات مربوط به سينماي ايران، مشخصات بنياد فارابي و مديريت سينمايي ايران، فيلم هاي روي پرده، ... دسترسي پيدا کنيد."




Wednesday, July 17, 2002

چند سال پيش، هنگام برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل، جوليانی که شهردار نيويورک بود، يک مهمانی ترتيب داد و از سران کشورهای جهان که به نيويورک آمده بودند پذيرايی کرد. اما نام فيدل کاسترو جزو مدعوين نبود. خبرنگاری از کاسترو ميپرسد که آيا از اينکه جوليانی او را دعوت نکرده، ناراحت شده است؟ کاسترو در جواب ميگويد. نه، اين مرا ناراحت نکرد، اما موقعی که هواپيمای ما در فرودگاه نيويورک بزمين می نشست، چاله چوله های باند فرودگاه ناراحتم کرد. ... منظور اينکه شهردار شهر بهتر است به مرمت جاده ها بپردازد، و زياد در سياست خارجی که به او مربوط نيست دخالت نکند. کاسترو که جلو صحبت همه را ميگيرد، هم خودش زياد حرف ميزند، هم بسيار بامزه و نکته سنج است. متلک های او به سياستمداران آمريکايی معروف است.


"اگر يک اصل مطلقا اساسی، زيربنای first amendment [اصل مربوط به حق آزادی بيان] را تشکيل دهد، آن چيزی نيست جز اين که حکومت نميتواند ابراز يک ايده را ممنوع کند، صرفا به خاطر اينکه جامعه آن ايده را اهانت آميز و يا ناسازگار می يابد."
[قاضی ويليام برنان] Justice William J. Brennan
کلمه Justice عنوان اعضاء ديوان عالی قضايی آمريکاست.




Tuesday, July 16, 2002

بی بی سی: "برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)، اخيرا گزارشی در مورد کشورهای عرب انتشار داده است که در آن ريشه های عقب ماندگی سياسی، اقتصادی و فرهنگی اين کشورها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
اين گزارش که نتيجه يک تحقيق يکساله است سوالاتی زيربنايی را در مورد ساختار سياسی کشورهای عرب مطرح می کند. مثلا اين سوال که چگونه است که در اين کشورها تنها عاملی که زمامداران را از ادامه حکمرانی باز می دارد مرگ آنها است...."


یکشنبه کار جديد گروه نمايشی the san francisco mime troupe را ديديم، بنام mr. smith goes to obscuristan ، بر وزن فيلم معروف فرانک کاپرا، "آقای اسميت به واشنگتن ميرود". يک کمدی سياسی راجع به سياست خارجی آمريکا. obscuristan يک اسم طنز آميز است، برای يک جمهوری آسيای مرکزی، که آمريکا يک مامور آتش نشانی را برای نظارت بر انتخابات قلابی آن کشور روانه آنجا ميکند، تا تبليغات راه بياندازد که هوادار دموکراسی است، اما در حقيقت با ديکتاتور محلی که در سابق با حزب کمونيست بوده، و اکنون کانديد رياست جمهوری است، توسط سفير آمريکا در آنجا، در مورد مخازن نفتی آن کشور از زير به توافق رسيده است. بوش، چينی، رايس، مادر بوش، سفير آمريکا، رئيس يک کانال تلويزيونی آمريکا، خبرنگار تلويزيون در آن کشور، و آقای اسميت کاراکتر های آمريکايی اين کمدی هستند. ژنرال ديکتاتور، يک مذهبی فناتيک محلی [که در عين حال دائما روی chat room های اينترنت است]، برادر زاده او که به قول دموکرسی آمريکا دل بسته و بعدا چشمش باز ميشود، و بالاخره نماينده واقعی مردم "اوبسکورستان" که ژنرال با توافق ضمنی آمريکا قصد سربه نيست کردن اورا دارد، کاراکترهای ديگر اين نمايش هستند. مستر اسميت که بزودی از نقشه پنهانی کاخ سفيد مطلع ميشود، و متوجه ميگردد که آلت دست قرار گرفته، کمک ميکند تا نماينده واقعی مردم آن کشور پيروز شود.
اين گروه هنری که سالهاست فعاليت ميکنند، و چند بازيگر آن، در طول اين سالها به هنرمندان بسيار معروفی تبديل شده اند، با موسيقی زنده و آواز و تصنيف، ده ها موضوع سياسی مثل انتخابات آمريکا، سياست خارجی کاخ سفيد، نادانی بوش، نقش ديک چينی، نقش شبکه های خبری ... را از آغاز تا پايان نمايش مسخره ميکنند، و مقامات آمريکايی را متلک باران ميکنند. اگر به کمدی های سياسی علاقه داريد، از طريق سايت اين گروه ميتوانيد CD متن ديالوگ و تصنيف های سه نمايش گذشته آنها را تهيه کنيد. نمايش بسيار بامزه ای بود، اگرچه بخاطر بغرنج بودن روابط سياسی چند جانبه کاراکترهای داستان، تيز بودن کارهای قبلی اشان را نداشت، اما به تندی هميشگی بود.




Monday, July 15, 2002

در صحرای چاد فسيل هايی پيدا کرده اند، که بعد از يکسال مطالعه معلوم شده که باقيمانده انسان است و مربوط ميشود به هفت ميليون سال پيش. اين ممکن است تئوری های تکامل بشر را که پيش از اين بر اساس 3 ميليون سال تکامل تاريخی نوشته شده را متغيير کند، به همان صورت که اکتشافات 40 سال پيش در اتيوپی فرضيه های عمومی را در اين زمينه تغيير اساسی داد.




Saturday, July 13, 2002

Paulus Moreelse | Sophia Hedwig, Countess of Nassau Dietz, with her Three Sons
1621 | Oil on canvas | Rijksmuseum | Het Loo Palace | Appeldorn

از ميان نقاشان عصر طلايی Dutch، نام رامبراند، ورمير و فرانتس هال بيشتر شنيده شده است، اما در Ultrecht بسياری از هنرمندان ديگری نيز آثار متعدد و با ارزشی بوجود آورده اند، ازجمله Paulus Moreelse که معمار و نقاش است. او مثل بسياری ديگر از هنرمندان زمان به ايتاليا سفر کرد، با کارهای کاراواجو آشنا شد و در نقاشی از او تاثير گرفت و در بازگشت به هلند، بهمراه ديگر هنرمندان اين سرزمين در بارور تر شدن شکوفايی فرهنگی Golden Age سهيم گشت. او همچنين از پايه گزاران و فعالين انجمن سانتا لوکا، مرکز هنری و اجتماعی نقاشان و هنرمندان صنايع دستی اين منطقه است. ... در نقاشی های صورت، بطور عمده پيرو سبک استادش Miereveld بود، اما با انعطاف پذيری بيشتر و طرز بيانی ملايمتر. نقاشی های او از چوپانان و مردم عادی بسيار شهرت يافت، و او به ترويج اين سوژه ها کمک کرد.
نقاشی بالا از کنتس سوفيا هدويگ که لباسی شرقی مانند به تن دارد، در کنار سه پسر خردسالش کشيده شده است. نقاشی از سينه برهنه زنان، بويژه همراه با تصوير کودکان، که در آثار نقاشان قرن 17 رايج بوده، نمايشگر و سمبل مضامينی چون خير خواهی و مهربانی است.




Friday, July 12, 2002

سالهاست که Sari Nusseibeh ، رئيس دانشگاه القدس شهر اورشليم، در بين روشنفکران فلسطينی به عنوان يکی از پيشروان مبارزه برای يافتن راه حلی صلح آميز در درگيری های فلسطين و اسرائيل محسوب ميشود. يکی دو سال پيش، ياسر عرفات مسئوليت هدايت فعاليت های سياسی فلسطينی ها را در بيت المقدس به او سپرد. در اين مقام، وی تاکنون کوشيده است تا روح مدارا و گفتگو در پروسه صلح مابين طرفين متخاصم را تقويت نمايد. او در اين مقام سياسی، دشمنان و هواداران خود را چه در بين فلسطينی ها، و چه در ميان يهوديان دارد. چرا که در زمان بالا گرفتن خشونت در خاورميانه، بطور يکسان از دو طرف درگيری انتقاد ميکند. ... او اساسا با خشونت مخالف است.
رئيس دانشگاه القدس، بارها مورد فشارها و مزاحمت های نظاميان اسرائيلی، و همچنين حملات دانشجويان راديکال فلسطينی قرار گرفته است. زيرا برای يافتن راه حل صلح آميز، حتی با دست راستی های اسرائيل نيز گفتگو ميکند. اين پروفسور فلسفه که در اکسفورد تحصيل کرده، در سال 1994 از صحنه سياست خاورميانه خارج شد، و زندگی خود را روی فعاليت های آکادميک متمرکز کرد. اما در اواسط سال گذشته، دعوت عرفات را برای بازگشت به فعاليت های سياسی پذيرفت. او ميگويد در حال حاضر مهم است که منطق بر طرز تفکر دو جانب درگيری غلبه کند. او اعتقاد دارد که تنها اعتماد و همکاری دو جانبه ميتواند آينده روشنی را برای اسرائيلی ها و فلسطينی ها ترسيم کند.
او ميگويد احساس مشترک انسانی کليد صلح آتی است. مردم معمولی اسرائيل با مردم معمولی فلسطينی فرقی ندارند و به يک اندازه انسان هستند.
اخيرا دانشگاه القدس و دفاتر رئيس آن، مورد تهاجم دولت شارون قرار گرفته است. چنين تصميمی از طرف دولت شارون حتی جرج بوش را که تاکنون دست آنها را در پياده کردن طرح های بحران آفرينشان باز گذاشته، نگران کرده است. زيرا نشان ميدهد که آنها حتی تاب تحمل هواداران صلح و گفتگو را نيز ندارد. رئيس دانشگاه القدس، در کنار خانم اشراوی و عده ای ديگر از سياستمداران اسرائيلی و فلسطينی، اعضاء ائتلاف صلح فلسطين و اسرائيل هستند.
تصوير: شهر قديمی Jaffa در سال 1936. اين منطقه در حال حاضر از ساکنين فلسطينی اش تخليه شده و نيمه متروک است. "سايت دانشگاه عربی القدس"




Thursday, July 11, 2002

38 سال پيش mouse را دوگلاس انگلبرت ابداع کرد، و از سال 84 کامپيوترهای apple II به آن مجهز شد، و تا به امروز اين وسيله در کنار keyboard سنتی، مهم ترين طريق انتخاب و فرمان دادن به کامپيوتر بوده است. در اين مدت کوشش های علمی ديگری صورت گرفته، تا اين قدرت کنترل را بتوان با واسطه های ديگر، مثلا صدا و حرف زدن توسعه داد. اين کوشش ها نتيجه بخش بوده، اما هنوز نتوانسته اند جايگزين وسائل سنتی را در سطح وسيع بوجود بياورند. اما اکنون دانشمندان کالج سلطنتی لندن ميگويند که توانسته اند پيشرفت های زيادی در اين زمينه بکنند. البته تمرکز کار آنها بر روی کنترل دستگاه ها و انتخاب فرمان ها از طريق ديدن است. اين تکنولوژی eye-tracking نام دارد و بسرعت در حال توسعه است. به اين منظور، دانشمندان مطالعه جامعی در مقوله ديدن و تغييرات بسيار کوچک حرکت چشم صورت داده اند. آنها ميگويند، عمل نگاه کردن بسيار پيچيده است. مثلا اگر بخواهيد با ديدن عکس يک جمعيت، شخصی را که در آن ميان مشغول کار معينی، مثلا دست تکاندادن است را پيدا کنيد، مغز شما باندازه حل يک جدول کلمات متقاطع فعاليت صورت ميدهد. ...و با ثبت و مطالعه جزئيات اين فعاليتها، آنها در آستانه دست يابی به تحولی انقلابی در اين زمينه هستند که از جمله باعث بازنشستگی ماووس کامپيوتر خواهد شد. اينهم گزارشی در مورد تکنولوژی eye-tracking ... اميدوارم قبل از چلاق شدن افرادی مثل ما که بعد از پلک زدن، بيشترين کاری را که در روز انجام ميدهند، کليک کردن است، اين تکنولوژی ميوه بدهد. ... از قرار پزشکی [جراحی] و فعاليت هايی مثل رانندگی نيز، زمينه های ديگر استفاده از اين تکنولوژی هستند.


... گويا دليل بمباران های اشتباهی آمريکايی ها در افغانستان که باعث کشتار بسياری شده و اعتراض همه دنيا را در آورده است، بدليل اخبار گمراه کننده ای است که از خبرچين های محلی دريافت ميکنند. تا بحال گفته ميشد که اکثرا بدليل تيراندازی هايی که بطرف هواپيماها ميشود، آنها دست به اقدام متقابل ميزنند. اما گويا قضيه از اين پيچيده تر است. آمريکا برای تعقيب طالبان عده ای خبرچين افغانی استخدام کرده که مراکز تجمع احتمالی باقيمانده نيروهای القاعده و طالبان را به آنها خبر دهند. اين افراد محلی هم که به طوايف مختلف و متخاصم افغانی وابستگی دارند، از اين فرصت استفاده ميکنند، و با دادن گزارشات نادرست، به حل و فصل خرده حساب های خود با طايفه های غيرخودی ميپردازند. در گزارش اين روزنامه همچنين آمده است که فرماندار ولايتی که آخرين تيراندازیها در آن صورت گرفته، خواسته است که هرچه زودتر نيروهای آمريکايی اين خبرچين ها را به او معرفی کنند. کرزی هم گفته که از اين ببعد اين چنين حملاتی بايد با اطلاع قبلی وزارت دفاع باشد. بهرحال مردم افغانستان از اين وضع ناراضی هستند و هفته گذشته برای اولين بار تظاهراتی اعتراضی در کابل، از طرف زنان افغانی به اين خاطر برگزار شد.




Wednesday, July 10, 2002

روزنامه نوروز: "با صدور اعلاميه دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی روزنامه ها از انتشار هرگونه مطلب له يا عليه آيت الله طاهری منع شدند." ... اين روزنامه که صبح امروز نظريات مراجع دينی و سياستمداران را بطور مفصل در باره استعفای پرسر و صدای امام جمعه اصفهان منتشر کرده بود، مطالب مربوطه را از صفحات خود برداشته و اين ستون ها را سفيد بيرون داده است.


سنای آمريکا امروز به لايحه ای رای داد که در آن مجازات های سخت تری برای حقه بازی های مالی شرکت های بزرگ آمريکايی و روسای آنها در نظر گرفته شده است. عملکرد کمپانی هايی مانند انرون و وردکام که با گزارشات اغفال کننده باعث از دست رفتن سرمايه و پس انداز بسياری از سهامداران کوچک و مردم عادی آمريکايی شده، واکنش سنای آمريکا را برانگيخته است. رئيس جمهور آمريکا نيز پريروز سخنرانی مفصلی در اين زمينه ايراد کرد. جرج بوش در سخنرانی خود در وال استريت، از جمله خواستار برخورد مسئولانه شرکت های بزرگ آمريکايی و مجازات های بيشتری در اين باره شد، و اين در حالی است که فعاليت های مالی گذشته خود رئيس جمهور و معاون او ديک چينی، و ارتباطات مالی و سياسی آنها با اين کمپانی ها، مورد سئوال است. گپهارد رهبر اقليت پارلمان آمريکا با اشاره به صحبت های بوش ميگويد. تجربه نشان داده که چنين صحبت هايی داغ و آتشين، که در چنين مواقعی اعلام ميشود و با عمل همراه نيست، خاصيتی جز آب سرد پاشيدن روی مسئله و ضعيف کردن اقدامات احتمالی مجلس ندارد. بهرحال، ارتباطات گوناگون جمهوريخواهان و دستگاه اداری کنونی با اين افتضاحات مالی، چه ازنظر عملی و چه بخاطر بينش و طرز فکر اقتصادی، نقطه ضعف بزرگی برای آنها در مبارزات انتخاباتی آينده آمريکا محسوب ميشود، و بعيد بنظر ميرسد که دموکرات ها از آن بسادگی بگذرند. آنان، با توجه به حساسيت مردم به مسئله سعی خواهند کرد تا جمهوريخواهان را مجبور به پرداخت جريمه سنگينی بخاطر اين افتضاحات بنمايند. ... دو سه روز پيش کارتونی ديدم که در آن يک خبرنگار با بن لادن در حال مصاحبه است. در پاسخ به سئوال اول، او پاسخ ميدهد، بله، هدف ما بزانو در آوردن و لطمه زدن به سرمايه داری آمريکاست. و در پاسخ به سئوال دوم ميگويد، نه، ما هيچ رابطه ای با کمپانی های انرون و وردکام نداريم ...
چنين افتضاحاتی باعث يک بدبينی عمومی نسبت به فعاليت های مالی شده، که در معاملات بورس آمريکا نيز تاثير محسوسی گذاشته است.


جيم ميور، خبرنگار بی بی سی در تهران: "... استعفای آيت الله طاهری از مقام امام جمعه اصفهان واقعه ای تکان دهنده در تشکيلات روحانی در ايران تلقی می شود. ... آيت الله طاهری به تفصيل و با تلخکامی اتهاماتی را عليه نظامی مطرح کرده است که وی آن را به شکل مجموعه ای عميقا فاسد، خودخواه، منافق و سرکوبگر ترسيم می کند."




Tuesday, July 09, 2002

والتر ولترونی شهردار رم که نقش واسطه را در مذاکرات محرمانه رم ما بين نمايندگان اسرائيل و فلسطين ايفا کرده ميگويد، مفاد اين قرارداد در طرح بوش برای خاورميانه منعکس شده است، با اين تفاوت که در آن راجع به نقش ياسر عرفات در آينده دولت فلسطين هيچگونه پيشداوری نشده است. او ميگويد اين مذاکرات که در جريان بد ترين شرايط در روابط طرفين درگير با موفقيت صورت گرفت، نشان ميدهد که گفتگو و صلح امکان پذير است. ولترونی ميگويد که او بخاطر درخواست مذاکره کنندگان راجع به محرمانه بودن کامل گفتگو ها، حتی دولت برلوسکونی را نيز در جريان قرار نداده بود. خبر مفصل تر راجع به اين مذاکرات را در يادداشت های ديروز پيدا کنيد.
تصوير: walter veltroni شهردار رم


يکشنبه چهارمين هفته فستيوال موزيک stern grove در سانفرانسيسکو برگزار شد. ارکستر سنفونيک سانفرانسیسکو منتخبی از آثار آهنگسازان قرن بيستم روسيه و آمريکا را برای جمعيتی نزديک به ده هزار نفر اجرا کرد. اين شصت و پنجمين سال برگزاری اين فستيوال است که هر سال از اوائل ماه ژوئن تا اواخر اوت، هر يکشنبه بعدازظهر در آمفی تئاتر طبيعی "استرن گرو" برگزار ميشود و در آن بهترين گروه های موسيقی و رقص جهان، برای جمعيتی بين هشت تا دوازده هزار نفر برنامه اجرا ميکنند. اپرا، موسيقی کلاسيک، باله، جاز، موسيقی آمريکای لاتين، موسيقی فلکلور فرهنگ های مختلف، ... تم های متنوع اين فستيوال است. شرکت در برنامه های تابستانی اين فستيوال، گذشته از آشنايی با گروه های برجسته هنری و لذت بردن از موسيقی با کيفيت بالا، مزيتی ديگر هم دارد، و آن اينکه بی اندازه آرامش بخش است. ... مرغزاری زيبا نزديک اقيانوس، که از چهار طرف، بين تپه ها و درختان بلند و کهنسال احاطه شده، و جمعيتی از هر گروه و طبقه که عليرغم عده بيشمار، گويی سال هاست که يکديگر را ميشناسند و با هم نزديک و صميمی اند. اگر دور و بر تابستان در سانفرانسيسکو بوديد حتما به اين فستيوال سر بزنيد. شرکت در اين فستيوال و سرويس های مختلف آن، مثل پارکينگ، اتوبوس های کوچک برای سالمندان، خدمات بهداشتی، ... کاملا رايگان است. در حقيقت اين قديمي ترين فستيوال موسيقی مجانی غرب آمريکاست.
روزهای تعطيل تابستان، ده ها برنامه هنری موسيقی و نمايشی مجانی ديگر هم، در پارک ها و باغ های زيبای شهرهای اين منطقه، برای عموم برگزار ميشود. ... اپرا در پارک، شکسپير در پارک، پانتوميم در پارک، ... تم های معمول هرسال اين برنامه هاست. سايت فستيوال موسيقی stern grove در سانفرانسيسکو.




Monday, July 08, 2002

شاهکوه اولين روستای اينترنتی ايران است. اين روستا، عليرغم فقر و دور افتادگی آن، جزو مناطقی از جهان است که به نسبت جمعيت آن، بيشترين ارتباطات اينترنتی در آن برقرار است. سايت اين دهکده، علی اکبر جلالی را که در اين روستا بدنيا آمده، و بعد از پايان تحصيلات عالی در رشته مهندسی الکترونيک در آمريکا، به زادگاه خود برگشته را بعنوان عاملی اصلی در ايجاد چنين شبکه ای معرفی ميکند. اين فعاليت ها، شاهکوه را به مرکزی آموزشی متکی به اينترنت تبديل کرده است.


... بعضی از اين سايت های اينترنتی تبديل شده به مناطق مين گذاری شده جنگی، دائما بايد مواظب باشی که پا جای اشتباه نگذاری و کليک عوضی نکنی، چون صفحه تازه ای باز ميشه، و تبليغ جديدی ميزنه زير دماغت. ... سرويس پست الکترونيکی hotmail هم تبديل شده به بزرگترين اشغال دونی بين المللی که تو جيب هرکسی شعبه داره. واقعا که حال آدم بهم ميخوره.


بمدت 5 ماه، از اواسط ماه اوت تا 11 دسامبر 2001 [يعنی درست دو ماه پيش، تا سه ماه پس از واقعه 11 سپتامبر]، ابوعلا فلسطينی و يوری ساوير اسرائيلی که دهسال پيش از اين قرارداد اسلو را شکل داده بودند بطور کاملا محرمانه و به ابتکار خود، حتی بدون اطلاع وزارت خارجه و دولت ايتاليا، در شهر رم ملاقات و مذاکره ميکردند. نتيجه اين مذاکرات، توافقی است موسوم به "قرارداد محرمانه رم". اين مذاکرات درست در بحبوحه اشغال گری ارتش اسرائيل و بمب گذاريهای متعدد فلسطينی ها انجام ميشد. اين دو در اول کار تنها گفتگو ميکردند، و سپس گفتگو ها را با وساطت شهردار رم، بروی کاغذ آوردند که در مرحله پايانی با شرکت پرز، وزيرخارجه اسرائيل به شکل نهايی در آمد و قرارداد محرمانه رم شکل گرفت. اين مذاکرات شامل 4 مرحله بود. طولانی ترين آن 4 روز طول کشيد. و کوتاه ترين آن که مرحله پايانی آن بود تنها يکروز، که در آن پرز هم شرکت کرد. در اين قرارداد، ايجاد دولت مستقل فلسطين، بجای آخر کار، قبل از هر چيز ديگر پيش بينی شده است [برخلاف اسلو]، تا در پرتو اين حسن تفاهم بتوان به حل بقيه معضلات پرداخت. بعدا پرز، خبر اين مذاکرات را به شارون و وزارت دفاع اطلاع ميدهد، و بدون اينکه متن قرارداد فاش شود، اين خبر درز ميکند و بعنوان يک طرح، و با اطلاعات ضد و نقيص در باره مفاد آن، و همچنين با فاصله گرفتن دولت شارون از آن، [که طرح خطرناکی است]، در روزنامه های اسرائيل منتشر ميشود. اما هنوز متن قرارداد محرمانه رم منتشر نشده است، اگرچه بعضی از توافقات در برنامه ای که اخيرا جرج بوش در باره صلح خاورميانه طرح کرده، منعکس شده است. اين خبری است که يکی از روزنامه های ايتاليايی، امروز برای اولين بار و بطور اختصاصی منتشر کرده است. رپوبليک 8 ژوئيه
چقدر اميدوار کننده است که در ميان اين جنايات جنون آميز، که متاسفانه گاهی مورد تائيد بعضی از هموطنان ما هم قرار ميگيرد، عده ای عميقا به يافتن يک راه حل سياسی برای خروج از بحران معتقدند و در اين مورد کوشش ميکنند. ... ابوعلا اين روزها بيمار است، و دو بار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته است.




Sunday, July 07, 2002

... سالها پيش، يکی از آيت الله های تهران که بعد از يک مجلس طولانی ختم، به قرارش دير رسيده بود، و از سخنران جلسه هم دل خوشی نداشت، ميگفت، برنامه کار ما آخوندها مخالف طبقه کارگر است. ... کارگران سعی ميکنند تا مقدار ساعت کمتری کار کنند، و در عوض دستمزد بيشتری بگيرند، اما به ما آخوندها چه کم بدهند، چه زياد فرق نميکند، هميشه زياد حرف ميزنيم. .... بابا چقدر حرف، چقدر حرف، سر ملت رفت.




Friday, July 05, 2002

4 جولای سالگرد استقلال آمريکاست، و بسياری از مردم اين کشور مثل هر جای ديگر دنيا در مراسم متعددی از جمله رژه، آتش بازی، مهمانی و پيک نيک های مختلف شرکت ميکنند. و مثل هر جای ديگر دنيا پرچم رسمی کشور جزو تزئينات مهم در چنين مراسمی بحساب می آيد. بعضی بر سر در مغازه ها و منازلشان هم پرچم می آويزند. بخصوص بعد از وقايع سپتامبر گذشته که آمريکائی ها احساس کردند که بعنوان يک ملت تحت حمله قرار گرفته اند، در اين کشور ميهن پرستی و مضامينی از اين رديف مهم تر از گذشته جلوه کرده و حساسيت نسبت به نشانه های ملی، از جمله پرچم آمريکا بيشتر شده است. اما برخلاف بسياری از کشورها، هنوز آتش زدن پرچم آمريکا با قوانين جاری اين کشور مغايرتی ندارد. و کوشش های قانونی و قضايی که تاکنون برای ممنوعيت سوزاندن پرچم کشور و يا بی احترامی به آن صورت گرفته، يا از طرف ديوان عالی کشور رد شده است و يا سنای آمريکا با آن مخالفت کرده است. استدلال اين مراجع حقوقی و سياسی از درکی غيرمتعصبانه نسبت به اصل آزادی بيان برای شهروندان آمريکا، که در قانون اساسی پيش بينی شده سرچشمه ميگيرد. آنان ميگويند اگرچه با چنين رفتاری مخالف اند، اما اگر سوزاندن پرچم بعنوان ابراز احساسی اعتراضی و سياسی باشد، چنين کرداری در چارچوب اصل آزادی افراد در اعتراض سمبليک، مورد حمايت قانون اساسی است. مهمترين مورد قضايی که در سالهای اخير به اين بحث پرداخته، شکايت ايالت تکزاس عليه جانسون است. جانسون بخاطر سوزاندن پرچم آمريکا در مفابل گردهمايی انتخاباتی جمهوريخواهان تکزاس، در دادگاهی محلی محکوم شد. اما دادگاه تجديد نظر و بعدا ديوان عالی کشور با رد اتهامات عليه اين شهروند آمريکايی نظر دادگاه محلی را مردود دانست. هواداران تغيير قوانين در مورد آتش زدن پرچم، بعد از دلسردی از اظهار نظر دادگاه ها، فعاليت خود را متوجه مجلس کردند، و سعی کردند تا لوايحی در اين مورد در مجلس بتصويب برسانند، اما آنان هيچگاه موفق نشده اند آرا لازم را در سنای آمريکا برای چنين قوانينی کسب کنند. جريان يازده سپتامبر، عليرغم بسياری از محدوديت هايی که در اين کشور بوجود آورده، باعث تغيير آراء در اين مورد نشده است. بحث های موافق و مخالف راجع به آتش زدن پرچم آمريکا يکی از جالب ترين گفتگوهای حقوقی و سياسی در تفسير اصل آزادی بيان است.


دريکی از سايت های خبری نوشته بود که دولت ايران، به توماس فريدمن، خبرنگار و نويسنده آمريکايی اجازه بازگشت به ايران را نداد. گويا مصاحبه ها و گزارشات سياسی و اجتماعی اخير او از ايران بدل عده ای ننشسته، او را متهم به جاسوسی کرده اند، و بهمين دليل مانع بازگشت او به ايران شدند.
او که در سرويس خارجی نيويورک تايمز کار ميکرد، مسافرت های زيادی به خاورميانه کرده است، و با مسائل آن منطقه از نزديک آشنا است. او چند سال پيش کتابی نوشت راجع به جهانی شدن. به اسم the lexus and olive tree. اين کتاب روند جهانی شدن را توضيح ميدهد، و در حين اين بررسی، به جانب ديگر قضيه و عواملی که در مقابل اين حرکت عمومی سرمايه داری مشکل ايجاد ميکنند نيز ميپردازد. بعنوان مثال ميگويد، در حاليکه در گوشه ای از اروپا کشتار شديدی بر سر مسائل ملی و ارضی در جريان است [اشاره به وقايع بوسنيا هرتزه گووينا]، در گوشه ای ديگر از اروپا کشورهای بسياری جمع شده اند تا مرزها را از ميان بردارند و پول خود را يکی کنند. و در حاليکه ژاپن ماشين lexus را ميسازد و در آمريکا بازار يابی ميکند، در گوشه ای ديگر در خاورميانه هنوز جنگ بر سر درخت های زيتون است.[اشاره به جنگ اسرائيل و فلسطين]. اومعتقد است سرمايه داری اسرائيل مخالف ادامه اين جنگ و خواهان برقراری صلح است تا بتواند با شناور شدن در اقتصاد جهانی و منطقه ای، موقعيت بهتری کسب کند، اما عده ای بدلايل مختلف اين را درک نميکنند، و برخلاف منافع آتی خود [از هر دو طرف درگيری]، تنها بر سر درختان زيتون دعوا ميکنند. در اينجا ميتوانيد به نوارهايی از صحبت های توماس فريدمن در توضيح کتاب معروفش گوش کنيد.




Thursday, July 04, 2002

گنبد پلاستيکی مجسمه مانند يک مسجد کوچک که توسط معمار مصری عبدالوحيد الوکيل طراحی شده و در عربستان نزديک جده در سال 1986 ساخته شده است.

اين معمار فرم ها را آزادانه در هم می آميزد، و با سبک بخصوص مجسمه مانند خود از پلاستيک طرح هايی بوجود می آورد که از نظر بصری بسيار خوش آيند است. اما بخاطر بی تفاوتی، فاصله گرفتن و حتی مغايرت با سنت های بکار رفته در اين گونه بنا ها، بعضی با احساس نامطلوب به کارهای وی برخورد ميکنند.




Wednesday, July 03, 2002

در گزارشی راجع به مهاجرين ايرانی آمده است: ... مهاجرين ايرانی اکثرا تحصيل کرده هستند، و بسياری صاحب مدرک تحصيلی از دانشگاه های آمريکايی و اروپای غربی اند. يک بخش قابل توجه مهاجرين، نخبگان سياسی پيش از انقلاب اند. آنها پيش از انقلاب ثروتمند بودند، و اکثرا موفق شدند که درجريان و بعد از انقلاب قسمت اعظم اين ثروت را از ايران خارج کنند.
ايرانيان ديگری که مهاجرت کردند، عبارتند از اعضاء اقليت های مذهبی، بخصوص بهايی و يهودی؛ روشنفکرانی که با رژيم قبلی مخالف بودند و او را به خفه کردن آزادی انديشه محکوم ميکردند، و همين برخورد را نسبت به جمهوری اسلامی دارند؛ اعضاء اقليت های قومی؛ مخالفين سياسی حکومت تهران؛ و بالاخره عده ای مرد جوان که بخاطر انصراف از خدمت وظيفه ايران را ترک کرده اند.
تقريبا هيچ ايرانی بدلايل اقتصادی ايران را ترک نکرده است، اگرچه چند هزار ايرانی کماکان در کويت و قطر و کشور های ديگر خليج فارس، بمانند پيش از انقلاب، به کار اشتغال دارند. کتابخانه کنگره آمريکا - مطالعات ايران - دسامبر 1987
اين گزارش شامل مهاجرين اقتصادی جنگ، و صدها هزار ايرانی که در چند سال اخير بعلت سرخوردگی از به بن بست رسيدن اصلاحات از ايران مهاجرت کرده اند نميشود.


مدل موی سر رونالدو بازی کن برزيلی وسيله ای شده تا جام جهانی فوتبال بيش از حد کش بيايد. اگرچه کسی مستقيم نميگويد، اما بعضی از مردم از اين مدل مو زياد خوششان نيامد. البته بعضی ديگر نه فقط آنرا پسنديدند، بلکه بلافاصله کپی هم کردند. ديروز از جمله عکسی ديدم از هواداران تيم برزيل در هندوستان، با همان طرز آرايش موی سر. بعضی هم که مثل ما سر از اين قضيه در نياوردند که چرا يکدفعه رونالدو با اين هيبت ظاهر شد، شروع کردند به تحليل در باره جنبه های احتمالی تبليغاتی و مالی مسئله، و چون شريک جرمی هم در ميان نبود، يکی جايی نوشته بود حالا وضع سلمانی ها سکه ميشه. ... اما دليل اين تغيير ناگهانی در طرح موی سر رونالدو: از قرار بچه کوچولو رونالدو که جلو تلويزيون بازی تيم برزيل را نگاه ميکرده، روبرتو کارلوس را که او هم کله اش را تيغ انداخته، بجای رونالدو ميگرفته، و هر بار بطرف تلويزيون ميدويده و کارلوس را بجای پدرش از روی صفحه تلويزيون می بوسيده است. رونالدو هم تصميم ميگيرد، جلوی سرش را باندازه يک نيم دايره تيغ نيندازد، تا با اين علامت، پسرش از اشتباه در بيايد. ... رونالدو ميگويد، چون کارلوس آدم خوش تيپی نيست، دلم نميخواهد بچه ام فکر کند باباش آدم بدقيافه ايه. ...ظاهرا رونالدو در حرف زدن هم دريبل زن ماهری است.




Tuesday, July 02, 2002

تست I.Q معروف ترين آزمايش هوش است. حتی از مسابقه بيست سئوالی خودمون هم مهمتر است. بسياری در صحبت روزمره به آن اشاره ميکنند. ... به شوخی و يا جدی. بخصوص به شوخی. حتما شما هم شنيده ايد، آی کيو فلانی پائين است. يا برعکس.
... برای اشاره به درجه هوش افراد، اصطلاحات ديگری هم بکار ميرود، مثل ابله، يا کودن، يا احمق. توجه کنيد که اين کلمات، با کلمه ای مثل ديوانه فرق دارد. با کلمه ديوانه وضعيت عمومی روانی افراد بيان ميشود [به درست يا به غلط]، اما اصطلاحاتی که در بالا به آن اشاره شد قرار است ضريب هوش افراد را تعريف کنند. ... خوب ربط اين کلمات با مهمترين آزمايش ضريب هوش يعنی I.Q. چيست؟ ... راستش تا آنجا که به اصطلاحات زبان فارسی مربوط ميشود، مطمئن نيستم، يعنی مطالعه ای در اين بخش ندارم. اما ميدانم که در زبان های ديگر، کلمات مترادف مثل idiot، يا moron، و يا imbecile، در واقع درجه های مختلف نتايج امتحان آی کيو بوده است. مثلا اگر کسی بين صفر تا 25 امتياز پياورد idiot ناميده ميشود، که همان ابله است. بهمين ترتيب imbecile که 25 تا 50 امتياز و moron که گويا همان کودن است، 50 تا 75 امتياز. البته اين اصطلاحات را امروزه در نتايج رسمی آزمايش بکار نميبرند. ... در ضمن ميگويند حد وسط 90 تا 110 است و افراد با آی کيو روی 140 يا 145 نابغه هستند.
اهميت اين مسئله کجاست؟ خوب اهميت قضيه اينجاست، که معلوم نيست اصلا چنين امتحانی درست باشد، و بتوان با نگاه کردن به يک ورقه امتحانی، افراد بشر را به احمق و کودن و نابغه و از اين قبيل دسته بندی کرد. بعضی ها معتقدند آنگلوساکسون ها که اين تست را سر هم کردند، از اين طريق سعی کردند به متمايز بودن خود با ديگران جنبه رسمی و علمی بدهند. که بعيد هم نيست. البته در آن سالها، گويا هدف تحقير ديگر اروپائيان بوده است. ... مثل اينکه اروپائيان جنوب. اما فکر نميکنم در حال حاضر بتوان با صراحت گفت آزمايش آی کيو رنگ نژادی دارد. بهر حال اين کمکی به حل مسئله نميکند. باز هم اين سئوال بجای خود باقيست. چگونه ميتوان تنها با اتکاء به يک امتحان، با اسم خوش ريخت I.Q مردم را به اين صورت دسته بندی کرد و بر پايه آن تصميم گرفت.
من بطور کلی اين مسئله را برای خودم اينطور توجيه کرده ام که همه افراد به طريق خاص خود باهوش هستند، هر کس بنوعی، البته دليل علمی خاصی ندارم. بيشتر يک استنباط عمومی است که ميتوانم با آن راحت باشم.




Monday, July 01, 2002

آگهی ماشين سازی Audi يکی از شرکت کنندگان در مسابقه بهترين banner - فستيوال کان
100 کيلومتر در ساعت، در عرض يک حرکت چشم





آگهی اينترنتی [banners] نوع تازه ای از ارتباطات تجاری است و زمينه ای برای رقابت بين طراحان ديجيتالی. از اين رو فستيوال فيلم کان در زمينه توليدات تبليغاتی مسابقه ای در اين رشته ترتيب داد. در اينجا با فيناليست های آگهی های اينترنتی در فستيوال کان آشنا شويد. ... روی تيترهای ليست کليک کنيد تا آگهی را ببينيد. اين هم طرح آگهی يک کمپانی چسب، برنده اول اين مسابقه. و بالاخره آگهی شرکت هواپيمايی اسپانيا. ...بعضی از اين طرح ها اينتراکتيو است و باید روی آگهی ها کليک کرد، تا تصاوير شروع به حرکت کنند.
:: در سايت اداره تبليغات اينترنتی ميتوانيد اندازه های پيشنهادی آگهی های اينترنتی را که کم و بيش بصورت استاندارد در آمده اند، ملاحظه کنيد. اگرچه استفاده از اين استانداردها کاملا دلبخواهی است.
:: اگر در باز کردن لينک های اين مطلب با مشکل روبرو شديد، متاسفانه چاره ای نيست مگر اينکه دوباره کمی ديرتر به آنها مراجعه کنيد.


... ARCHIVE

... LINKS

copyright 2002-05 | all rights reserved