-->

رنگارنگ
homayoun makoui


Monday, March 17, 2003

پس از چهار دهه "جنگ سرد"، و يک دهه صلح و پرباری نسبی، ما در نقطه چرخش يک عصر تاريخی نوين ايستاده ايم. نه آن چهل سال مقابله با اتحاد شوروی و نه ده سالی که بخاطر فرو ريختن اش نفس راحت ميکشيديم، هيچ کدام ما را بنحو خاصی برای لحظه کنونی آماده نکرد. زيرا همه ميدانهايی که در آن نبرد کرديم و تمام رويداد های دراماتيک تاريخ اش و متافورهای همراه آن چون محاصره و ديوار آهنی، بطور اساسی رقابتی نامتغير برای سياست خارجی آمريکا ايجاب کرده بود. ما فکر ميکرديم اين وضع هميشه با ما خواهد بود. و وقتی که در سالهای 90 دريافتيم که ديگر نيست، از تاريخ مرخصی گرفتيم، با اين خيال که ميتوانيم با تکيه بر داد و ستد و جهانی شدن صلح و ثبات بين المللی بوجود آوريم. اما فرض خوش خيالانه سالهای بعد از جنگ سرد روز يازده سپتامبر 2001 نابود شد. آن روز ما را به عصر جديدی وارد کرد که برای راه نهادن در آن به نقشه جديدی احتياج داريم.
دوره جديد پرمخاطره، و بی ثبات، و مشابه آن لحظات تاريخی است که در آن عصری ميميرد و عهد ديگری در تلاش است تا زاده شود. اگر آمريکا اين دوره نوين را شکل ندهد، ميتوانيم خاطر جمع باشيم که ديگران برای ما شکل اش خواهند داد، بصورتی که نه با منافع ما همساز خواهد بود، و نه بازتابی از ايده ال هايمان را در آن خواهيم يافت. بنابراين برای آمريکا اين لحظه ای تعيين کننده است. در طول جنگ سرد آمريکايی ها در مواردی مانند برلين و کره تصميماتی اتخاذ کردند که پيامدهای آن برای سالهای طولانی ادامه داشت. حالا ما تصميم گيری هايی به همان ابعاد و با پيامدهايی متعاقبی به همان شکل در پيش رو داريم که می بايد در مواردی چون افغانستان و مهمتر از آن، در مورد عراق اتخاذ نمائيم.
تصميم گيری در باره اينکه چه راهی در مورد برخورد به عراق در پيش بگيريم بخصوص از اين نظر پر معنی است، چون بطور روشن موضوع از مسئله عراق و حتی از آينده خاورميانه و جنگ عليه تروريسم بيشتر است. موضوع اينست که ايالات متحده چه نقشی در نظر دارد تا در قرن بيست و يکم ايفا نمايد و آمريکائيان چگونه جهانی ميخواهند تا در آن زندگی کنند. جهانی با قوانين مدنی که با آمريکا همخوست، يا جهانی که ديکتاتورها هيچ محدوديتی برای خود در توليد سلاح های کشتار جمعی و هيچ ندامتی از ارتکاب تجاوز و پشتيبانی از تروريسم در خارج از مرزهايشان ندارند.
از مقدمه کتاب the war over iraq نوشته لورنس کاپلان و بيل کريستول

:: در مورد انگيزه های آمريکا در حمله به عراق مسائل متعددی سياسی و اقتصادی از جمله نفت، تجارت، اسرائيل، و حقوق بشر بطور روزمره مورد بحث قرار ميگيرد. اما مطلب بالا بيان اساس دکترين سياست خارجی کاخ سفيد در طرح حمله به عراق است.
نويسندگان کتاب "جنگ در باره عراق" که از نظريه پردازان با نفوذ واشنگتن هستند با انتقاد از "واقع بينی محدود" در سياست خارجی جرج بوش پدر و پس از آن "خوش باوری ليبرالی" سياست خارجی کلينتون نظريات مطرحی در باره وضع جهان و نقش و وظيفه آمريکا دارند. آنها در عين پشتيبانی از تصميم بوش در تغيير رژیم عراق استدلال ميکنند که کاخ سفيد می بايد اين دکترين را بصورت همه جانبه تری در سياست خارجی آمريکا بکار گيرد. بعضی از همفکران اين گروه در نوشته های خود تغيير رژیم و صدور دموکراسی به بعضی ديگر از کشورهای خاورميانه، از جمله ايران، عربستان، سوريه، ليبی و فلسطين را در محافل وابسته به سياست خارجی آمريکا مطرح کرده اند.

:: گفته ميشود جنگ روز پنجشنبه با دوشب و يک روز بمباران سنگين هوايی بروی مراکز دفاعی و ارتباطی عراق آغاز خواهد شد. اقدامات ديپلماتيک برای همراه کردن شورای امنيت بی نتيجه مانده و آمريکا در ائتلافی محدود برای تغيير رژيم بغداد وارد جنگ ميشود. اين تصميم حداقل تا آنجا که به درک رايج در حافظه 225 سال تاريخ اين کشور مربوط ميشود، در عين حال از اين نظر مهم است که اولين بار است آمريکا خود جنگی را آغاز ميکند.
رهبران حزب دموکرات امروز با حمله به سياست های کاخ سفيد ميگفتند شکست ديپلماسی جرج بوش وضع را به اينجا کشاند که بدون يک ائتلاف وسيع بين المللی وارد جنگ شويم. آنان با شروع جنگ معمولا سکوت اختيار خواهند کرد. رهبر حزب کارگر انگلستان در مجلس هم استعفاء کرد. او قبلا وزير خارجه بود و فعلا رهبر مخالفين جنگ در حزب. قرار است با آغاز جنگ تظاهرات های اعتراضی و اعتصاباتی سراسری در کشورهای مختلف جهان برپا شود، از جمله اولين اعتصاب سراسری کارگران اروپا برای صلح.


... ARCHIVE

... LINKS

copyright 2002-05 | all rights reserved