-->

رنگارنگ
homayoun makoui


Friday, May 09, 2003

برنارد لوئيس - "what went wrong"
[4] در حال حاضر دو پاسخ به سئوال "جه بخطا رفت" طرفداران زيادی در خاورميانه دارد، هريک با مشکل بينی و چاره سازی مخصوص به خود. يکی همه بدی ها را مربوط به رها کردن ارثيه الهی اسلام ميداند و ايده بازگشت به گذشته ای واقعی يا مجازی را پشتيبانی ميکند. اين همان راه انقلاب ايران و باصطلاح جنبش ها و رژيم های بنيادگرايان در کشورهای مختلف اسلامی است. ديگری گذشته را محکوم ميکند، و ايده دموکراسی سکولار را پشتيبانی ميکند، و بهتر از همه در جمهوری ترکيه که سال 1923 توسط آتاتورک اعلام شد شکل گرفته است.

برای حکومت های مستبد و بی خاصلی که براکثر خاورميانه حکومت ميکنند، ديگران را مقصر ناميدن کاری با فايده است، و در توجيه فقری که آنها در از ميان برداشتن اش شکست خورده اند، و محق چلوه دادن حکومت ستمگرانه ای که برقرار کرده اند، اساسی بحساب می آيد. آنها سعی ميکنند خشم روزافزون مردم شان را بجهتی ديگر منمايل کنند، هدف ای در خارج.

اما عده روزافزونی از خاورميانه ای ها روشی منتقد به خود در پيش ميگيرند. سئوال "چه کسی اين را برسر ما آورد"، تنها به فانتری های نئوروتيک و تئوری های توطئه کشيده است. و سئوال "ما چه اشتباهی کرديم"، طبيعتا به سئوال دومی ختم ميشود، چگونه اشتباه را تصحيح کنيم. در اين سئوال و پاسخ های گوناگونی که ميتوان برای آن يافت، بهترين اميد ها برای آينده نهفته است.

از ديدگاه يک ناظر غربی، که در تئوری و پراکتيس آزادی غربی مدرسه ديده، اين دقيقا فقدان آزادی است - آزادی انديشه از قيد و فشار، آزادی سئوال کردن و تحقيق کردن و سخن گفتن، آزادی اقتصاد از فساد و مديريت پنجه افکن و خراب، آزادی زنان از ستم مرد، و آزادی شهروندان از حکومت ستمگر است که پايه بسياری از معضلات دنيای اسلام را شکل داده است. اما راه به دموکراسی همانگونه که تجربه غربی نشان داده است، سخت و طولانی، و پر از دام و مانع است.

اگر مردم خاورميانه راه حاضر را ادامه دهند، بمب گزاری انتحاری ممکن است به متافور برای همه منطقه تبديل شود، و هيچ راه گريزی از سراشيب مارپيچ کينه و نفرت، خشم و خودخواهی، فقر و اختناق باقی نماند، و دير يا زود به سلطه بيگانه ای ديگر _شايد از اروپای جديد با راه های قديم، شايد از يک روسيه دو باره ظهور کرده، و شايد از ابر قدرتی توسعه گر از شرق بيانجامد. اما اگر آنها شکايت و قربانی بودن را رها کنند، اختلافات شان را حل کنند و استعداد ها، انرژی و منابع شان را در کوشش خلاق مشترکی پيوند بزنند، بار ديگر ميتوانند خاورميانه را در عصر جديد -بمانند عصر کهن و قرون وسطی، به مرکز بزرگ تمدن تبديل کنند. در حال حاضر اين انتخاب با آنهاست.
ژانويه 2002 – ماهنامه اتلانتيک.


... ARCHIVE

... LINKS

copyright 2002-05 | all rights reserved